الملا فتح الله الكاشاني

410

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

موسى جوابداد به آن چيزى كه به آن استدلال توان كرد بر آنكه اين چيزها كه مشاهد و محسوساند از اجسام و اعراض خدايى را نشايند و فرمود كه معبود به حق بايد كه از جنس اجسام و اعراض نباشد بلكه خالق جميع ممكنات و مبدع همهء مكونات بود از سماوات و ارضين و ما بينهما اگر شما بيقين ميدانيد كه اينچيز ها محدثاند و محدث را ناچار است از محدث كه واجب الوجود بالذات باشد و معظم مفسرين بر تفسير اولند و چون موسى تعريف او سبحانه فرمود بظاهرترين دلايل حكمت و آثار قدرت قالَ گفت فرعون لِمَنْ حَوْلَه مر آنان را كه گرداگرد او بودند از اشراف قبط و ايشان پانصد كس بودند همه زيورها بسته و بر كرسىهاى زرين نشسته أَ لا تَسْتَمِعُونَ آيا نميشنويد جواب اين مرد را كه من از حقيقت پروردگار او ميپرسم و او از افعال او خبر ميدهد و يا استماع قول او نميكنيد كه دعوى مىكند كه خداى من آفريدگار آسمانها و زمينها است و حال آنكه آنها اشياء واجبه‌اند و متحرك بالذوات هم چنان كه مذهب دهريه است و يا معلوم نيست كه آنها مفتقر بمؤثرى باشند و يا اسناد الهية به غير من مىكند موسى ( ع ) التفات بقول او نكرد و سر رشته سخن خود را از دست نداده بر سبيل استظهار در تاكيد حجت و تكرير آن * ( قالَ ) * گفت ديگر باره كه * ( رَبُّكُمْ ) * خداى من آفريدگار شما است * ( وَرَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ ) * و پروردگار پدران پيشين شما و اين عدول است از اظهر آيات باقرب آن بناظر و اوضح آن بر متامل تا زود آن را دريابند و بمعرفت صانع خود اعتراف كنند چه ممكن نيست كسى را كه توهم كند در اينكه اينصفت غير او سبحانه تواند بود و شك نمايد در افتقار خود بمصور حكيم و ذكر اباى اولين به جهت آن كرد تا معلوم ايشان شود كه فرعون در روزگار پيشين نبود تا او خداى ايشان باشد پس خداى ايشان همان خداى پدران پيشين ايشان باشند و چون موسى بار دوم تقرير اين جهت نموده * ( قالَ ) * گفت فرعون مرقوم خود را كه * ( إِنَّ رَسُولَكُمُ ) * بدرستى كه فرستاده شما * ( الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ ) * آن كسى است كه فرستاده شده است بشما * ( لَمَجْنُونٌ ) * هر آينه ديوانه است كه جواب را مطابق سؤال نميدهد و تسميهء فرعون موسى ع را برسول و تكرير آن بر سبيل سخريه بود القصه موسى باز ملتفت قول فرعون نشد كه آن نسبت جنون به او داد و ديگر باره مشغول بتاكيد حجت و زيادتى ابانت آن شده * ( قالَ ) * گفت * ( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ) * پروردگار عالم آفريدگار مشرق و مغربست * ( وَما بَيْنَهُما ) * و آنچه ميان مشارق و مغارب باشد و شما هر روز مشاهده ميكنيد كه او سبحانه آفتاب را از مشرق طالع ميسازد و تحريك آن مينمايد بر مدارى كه غير مدار روزيست كه قبل از آنست و آن را به مغرب مىرساند بر